X
تبلیغات
آزارکی
یاد و خاطره ی شهدای روستای آزارکی را گرامی می داریم.
 
 
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
 
تمام گام­های مانده­ اش با من
 
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست می­دارم
تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو می­گوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را، آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه می ­جویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه می­گویی ؟
تو راه بندگی طی کن عزیزا، من خدایی خوب می­دانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی. یا خدایی، میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده­ات را دوست می­دارم
طلب کن خالق خود را.  بجو ما را،  تو خواهی یافت
که عاشق می­شوی بر ما و عاشق می­شوم بر تو
که وصل عاشق و معشوق هم،  آهسته می­گویم، خدایی، عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم. تویی والاترین مهمان دنیایم.
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را می­آفریدم، بر خودم احسنت می­گفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر می­گردد؟
هزاران توبه­ات را گرچه بشکستی، ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟  رها کن آن خدای دور
آن نامهربان معبود، آن مخلوق خود را.
این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرابا قطره اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته­ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته­ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی­ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو، جزمن کس دیگر نمی­فهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو می­گوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان، رهایت من نخواهم کرد
 
سهراب سپهری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392ساعت 7:18  توسط هادی قائمی  | 

کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،

سفری بی همراه،

گم شدن تا ته تنهایی محض،

یار تنهایی من با من گفت:

هر کجا لرزیدی،

از سفرترسیدی،

تو بگو، از ته دل

من خدا را دارم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 17:6  توسط هادی قائمی  | 

در فرهنگ بومی منطقه سيا گالش نوعي فرشته يا جن است كه حافظ نظام دامداري می باشد. سیا گالش متشکل  از دو جزء « سيا ، سياه » به معنای کسی است که، داراي چهره اي سوخته و از لباس يا پشمينه اي سياه استفاده ميكند و « گالش» چون بيشتر به كار چوپاني مشغول است، به اين نام معروف است. سیا گالش در نظر مردم شخصیتی مهربان دارد که تمام انسان ها و حیوانات را دوست داشته و حافظ و نگهبان آن ها است و در مشکلات آن ها را یاری می کند.

خلاصه این افسانه چنین است:

روزی یک شکارچی به شکار گوزن رفت. در میان جنگل گوزن نری را دید، تعقیبش کرد و چون نزدیک رسید تیری شلیک کرد. تیر به گوزن ماده ای خورد و گوزن ماده گریخت. شکارچی ناراحت شد و گوشه ای خوابید. وقتی بیدار شد شب شده بود. خواست به خانه برگردد که دید در آن حوالی کلبه ای است و در آن مردی زندگی می کند. جلو رفت و پرسید می توانم امشب را پیش وی بماند؟ مرد تعارف کرد و برای شام کاسه ای شیر برای او آورد. شکارچی دید داخل شیر لکه های خون است. علت را پرسید. مرد گفت بی انصاف تو امروز گوزن ماده مرا که تازه زاییده بود، تیر زدی و زخمی کردی. شکارچی تعجب کرد و گفت گوزن را که نمی شود دوشید شاید با تله آن را گرفته باشی. مرد به شکارچی گفت بیا از پنجره نگاه کن. شکارچی از پنجره نگاه کرد و دید حیاط پر از گوزن است. پرسید این همه گوزن را از کجا آوردی؟ مرد گفت من نگهبان این ها هستم و تو باید بدانی که نباید بی موقع شکار کنی صبر کن وقت شکار برسد خودشان در تیر رس تو قرار می گیرند. شکارچی صبح فردا عازم خانه می شود و دیگر پی شکار نمی رود. آن مرد سیا گالش و نگهبان حیوانات بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 17:15  توسط هادی قائمی  | 

با توجه به وضعیت مناسب آب و هوای حاکم بر آزارکی، این خطه ظرفیت پرورش انواع گونه های جانوری را دارا می باشد. پوشش جنگلی مناسب، وفور آب و منابع تأمین غذا موجب گردیده در گذشته های نه چندان دور انواع گونه های جانوری از قبیل پلنگ، خرس، آهو، گوزن، روباه، انواع پرندگان از قبیل قرقاول، عقاب، شاهین، اقسام خزندگان مانند مار و... و حتی گونه هایی از آب زیان در رودخانه مجاور وجود داشته باشند.

متأسفانه شکار بی رویه، ضعف نظارت دستگاه های مسؤول در این خصوص ، پایین بودن سطح آگاهی مردم در مورد اهمیت حیات وحش و لزوم حفاظت از آن و استفاده غیر اصولی از کودهای شیمیایی و سموم آفت کش موجب گردیده که بعضی از گونه های مهم جانوری این منطقه از بین رفته و از آن ها صرفاً خاطراتی برای معمرین محل باقی مانده که این خاطرات سینه به سینه نقل می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 18:28  توسط هادی قائمی  | 

من دلم مي‌خواهد
 
خانه‌اي داشته باشم پر دوست،
 
کنج هر ديوارش
 
دوست‌هايم بنشينند آرام
 
گل بگو گل بشنو...؛
 
 
هر کسي مي‌خواهد
 
وارد خانه پر عشق و صفايم گردد
 
يک سبد بوي گل سرخ
 
به من هديه کند.
 
 
شرط وارد گشتن
 
شست و شوي دل‌هاست
 
شرط آن داشتن
 
   يک دل بي رنگ و رياست...
 
 
بر درش برگ گلي مي‌کوبم
 
روي آن با قلم سبز بهار
 
مي‌نويسم  اي يار
 
خانه‌ي ما اينجاست
 
 تا که سهراب نپرسد ديگر
 
" خانه دوست کجاست؟  "
 
(( فريدون  مشيري ))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 19:33  توسط هادی قائمی  | 

“گالش ها تیره ای ازقوم گیل هستند،ساکنان اصلی کوهستان های شرق گیلان، در مناطقی که جنگل ها کم پشت، سبزه زارانش وسیع و آماده برای چرای دام ها است .اکثر گالش ها دارای مذهب شیعه و گویش آنها گالشی است که شاخه ای از زبان گیلکی با این تفاوت که در گویش گالشی واژه های زیادی از مادی و پهلوی دست نخورده باقی مانده است و از این جهت پاک تر و سالم تر از گویش تالشی  می باشد.”

شغل اصلی گالش ها گله داری و تهیه فراورده های دامی از قبیل شیر، ماست ،کره ،روغن و کشک است و در درجه دوم شالی بافی و پشم ریسی. این تیره تا شصت سال پیش به زراعت و کشاورزی رغبتی نشان نمی دادند مگر در مساحت های بسیار محدود برای تامین پاره ای نیازمندی های غذایی خانواده . تخصص اصلی گالش ها در پرورش و تیمار دام های اهلی از قبیل گاو و گوسفند و بز و قاطر و سگ گله است. شهرت نیک آنان در امانت داری موجب گردیده است که هر ساله گله داران جلگه نشین چارپایان اهلی خود را به آنان بسپارند. گالش ها نیز در مقابل شرایط سنتی و مناسبی به تعلیف و پرورش گله ها مشغول می شوند. افراد بعضی خانواده های گالش احیاناً در بعضی نقاط دامنه یا جلگه کنار رود یا مرداب (سل)دیده می شوند که به امر دام داری و دام پروری مشغول می باشند وگاهی نام خود را به محل وکار و منطقه زیست خویش نهاده اند (گالش سرا،گالش کلام و…)

واژه گالش ظاهراً به کسی اطلاق می شود که به گله داری مشغول باشد و از نظر لغوی “گال ازگالیدن به معنی دوری و کناره گیری هم دیده شده گالش = کناره گیر، دوری گزین ” برای آنان که از جلگه به کوهستان پناه برده و سنت گله داری خود را کماکان محفوظ داشته اند، مناسب می نمایند.

گالش ها، قومی که تاریخ نویسان قدیم از آنها در جنوب دریای خزر به خصوص در شرق گیلان یاد کرده اند از اعقاب ساکنان اولیه گیلان می باشند که بر اثر حوادثی که در گذشته دور در حوالی بحر خزر روی داد، به کوهستان رانده شده یا خود فرار کرده اند. آنها مردمی هستند خوش اندام ، کمر باریک ، درشت استخوان و سفید پوست با چشمان سیاه یا قهوه ای روشن و نگاه کنجکاو و نافذ دارند. زن و مرد گالش، پر توان، سخت کوش و آماده برای انجام کارهای سنگین و پر حوصله هستند. آنان بسیار مهربان و مهمان دوست و درروابط عاشقانه پایبند و وفادار هستند.در گذشته  حتی المقدور از وصلت و پیوند سببی با تیره های غیر گالشی پرهیز داشتند. اما امروزه به سبب بالا رفتن سن ازدواج و کسب تحصیلات عالیه دختران شان، تعصبی برای وصلت با  اقوام دیگر ندارند.                                  

   متاسفانه گالش ها با آنکه در گذشته وحدت کلامی و علقه های فرهنگی منسجمی داشتند یک باره تحت تاثیر فرهنگ شهری قرار گرفته و اغلب رسوم و سنت های خود را زیر پا گذاشته اند و به نوعی به یک خود باختگی رسیده اند، به طوری که واژه گالش را بر خود نمی پسندند و آنرا با حماقت و رذالت و در پاره ای از موارد با ساده لوحی  مترادف می دانند و هر گاه کسی ناگاه با لفظ گالش آنان را مخاطب خود قرار دهد یک باره از کوره در می روند وبا پرخاش گری واکنش نشان می دهند چون که این لفظ را توهین و تمسخرآمیز قلمداد می کنند.

 

                                                                                       منبع:وبلاگ املش شناسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 20:2  توسط هادی قائمی  | 

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهان ‌گرفتن آموخت

 شب‌ها بر گاهواره من

 بیدار نشست و خفتن آموخت

 لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه گل شکفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد

 تا شیوهٔ راه‌ رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم

 الفاظ نهاد و گفتن آموخت

 پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

( ایرج میرزا )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 19:26  توسط هادی قائمی  | 

پندار ما این است:

 

که ما مانده ایم و شهدا رفته اند

 

اما حقیقت آن است که

 

 زمان ما را با خود برده است

 

 و شهدا مانده اند.

شهید سید مرتضی آوینی

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 16:35  توسط هادی قائمی  | 

كشتی گيله مردی مسابقه ای است سنتی که از قديم الايام در گيلان و غرب مازندران معمول بوده و هنوز هم رواج دارد. قدمت آن به ساليان قبل از حمله مغول به ايران می رسد. احتمالاْ در آغاز اين كشتی حالت تمرينات تدافعی و تهاجمي در برابر متجاوزان به منطقه را داشته و به مرور زمان به صورت حركات نمايشي در آمده و بيشتر دراوقات فراغت از كار، مراسم ها و جشن ها- مخصوصاْ جشن های عروسی-  انجام می شود. زمان و مکان بر گزاری مسابقات كشتی به طرق گوناگون اعلان می شود تا داو طلبان و مردم حضور به هم رسانند. برای اين منظور منطقه وسيعی (ميدان) متناسب با تعداد تماشاچيان و پهلوانان در نظر گرفته می شود. اطراف ميدان كشتی را موقتا با استفاده از پايه هاي چوبي و پوشش هايی نظير گونی محصور و يك طرف آن را جهت رفت و آمد باز نگه می دارند. مراسم كشتی با نواختن طبل و سرنا آغاز شده و كشتی گيران قبلا شلوار خود را که لاسپاره نام دارد به تن می كنند. پهلوانان دسته دسته لخت شده و در فضاي آزاد ميدان قدم می زنند. آغاز كار پهلوانان با نيايش است و در ادامه در چهار جهت ميدان گشته و با حالت خضوع و خشوع و به نشانه کوچک شمردن خود و در خدمت مردم بودن به جمعيت تماشاچی حاضر ادای احترام می نمایند. بعد هر کشتی گیر حریف خود را شناخته و شروع به را رفتن در طول و عرض ميدان می كنند بدین نحو که به موازات هم از جلو تا ده قدم راه می روند و بعد به عقب بر می گرددند. سپس كشتي گيران باهم دست پنجه نرم می كنند.  اين كشتی مخلوطی از كشتی آزاد و كج و جودو كاراته می باشد. يك كشتی گير اگر هر يك از اعضاي بدن به استثنای پای حريف را به زمين برساند برنده است. كشتی گيران برنده به سمت تماشاچيان پرش نموده و دوران جمع می كنند.

نفر اول چند مسابقه به سر پهلوان مشهور بوده و دارای احترام ویژه ای نزد مردم می باشد. سر پهلوانان علاوه بر تبحر در کشتی دارای صفات اخلاقی برتری نیز می باشند.

روستای آزارکی نیز دارای پهلوانان نامی بوده است. از جمله مشهورترین ایشان مرحوم پهلوان شفیع سالدیده و پهلوان کربلایی سلیمان نوروزی هستند که دارای شهرتی همیشگی بین علاقه مندان این ورزش می باشند.

 

                                                 منبع: http://guilan.irib.ir با اندکی تغییر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 11:42  توسط هادی قائمی  | 

اشهد ان فاطمة الزهرا
بنـت رســـول الله
عصمــة الله الکبری
کلمـة التقوی
مشکــــوة الانوار
عقیلة الرســاله
عروة الوثقــی
ودیعة المصطفــی
ام الائمة النجبا
الکوکب الـدری
ام الحسن والحسین
ام المحسن و ام الزینبین
ام ابیها و ام الکتاب
و حجــة الله علی الحجج
روحی له الفدا

یا فاطمه....

یا فاطمه                                                                                 

دستم بگیر                                                                   

گم کرده ام کاشانه ام                                     

مرغ سخن گوی توام

                                    محتاج آب و دانه ام....

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 16:38  توسط هادی قائمی  | 

 

شهیدان قائمی

 

برای دیدن تصویر و مشخصات شهدای آزارکی و طول لات روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 13:39  توسط هادی قائمی  | 

... و خدا نزدیک است …

پشت پرچین محبت هایت که نهان می کنی آن را ای دوست

پشت آهنگ طنین اندازی که صدا می زند هر دم که بیایید به سویم امروز…

پشت پنهان شدن یاس در اندیشه یک زاغ سیاه

وخداوند در این نزدیکی است

پرم از حس رسیدن به تو معبود عزیز

پرم از حس رهایی ز حصار غم و اندوه گران

در سرم اندوهی است که فقط با صحبت تو دردهایم به خواب ابدی خواهد رفت

پشت احساس شقایق خداست

پشت نیلوفر دریایی و مهتاب خداست

پشت هر بنده و مخلوق خداست

پشت ریزش های بلند از سر آبشاری که هنوزنام خود را بر سر صخره دلتنگ خزان می کوبند

پشت آزادی عشق، پشت یک لحظه گناه، پشت یک لحظه خطا، پشت تردید خداست

پشت نور از سر موج، پشت ساحل هایی که دگر راه به دریا نسپارند خداست

وخداوند همین نزدیکیست ...

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 15:32  توسط هادی قائمی  | 

 یا ابا صالح ادرکنی...

جمعه ها! طبع من احساس تغزل دارد ..... ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم ..... مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت ..... فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز؟ ..... ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز ..... می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت ..... یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت، تنها ..... تکیه بر کعبه بزن، کعبه تحمل دارد

سید حمیدرضا برقعی- شاعر معاصر

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 16:4  توسط هادی قائمی  | 

باز باران.... 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 19:54  توسط هادی قائمی  | 

با ولایت تا شهادت....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 19:43  توسط هادی قائمی  | 

شغل اصلی ساکنین آزارکی کشاورزی می باشد. نوع رایج کشاورزی در این روستا چایکاری، پرورش پرتقال، برنج کاری بوده و در کنار آن اقسام دیگری از کشاورزی نیز رواج دارد. همچنین دامداری، زنبورداری و پرورش ماکیان نیز از منابع مهم درآمد اهالی این روستا است.

کشت چای: سالیان نه چندان دور مهمترین ممر اعاشه اهالی آزارکی کشت چای بوده است. لیکن امروزه مشکلات کشت چای(از قبیل فروش محصول و قیمت پایین برگ سبز چای) سبب گردیده که اقبال چندانی برای تداوم چایکاری در بین اهالی وجود نداشته باشد. بوته چای از گیاهان همیشه سبز بوده و این امر سبب شده که روستای آزارکی همیشه حتی در زمستان سرسبز باشد.

پرورش پرتقال: امروزه مهمترین منبع در آمد ساکنین آزارکی محصول پرتقال است. گونه های مختلف پرتقال در باغ های در این روستا کشت می گردد. درخت پرتقال نیز مانند بوته چای همیشه سبز است. مشکل عمده در این شاخه از کشاورزی دور بودن روستای مذکور از بازار مصرف و نیز نبود کارخانجات تبدیلی در منطقه می باشد. این موضوع سبب افزایش واسطه گری و دلالی برای فروش محصول پرتقال شده که تبعات ناخوشایندی برای کشاورزان به همراه دارد.

برنج کاری: غالب ساکنین آزارکی به امر برنج کاری اشتغال دارند. لیکن توجها به وقوع روستا روی تپه امکان کشت برنج در داخل این روستا وجود نداشته و برنج کاری در نواحی جلگه ای صورت می گیرد.

اقسام دیگر کشاورزی: علاوه موارد ذکر شده اقسام دیگری از محصولات کشاورزی نیز در این روستای حاصل خیز برداشت می گردد. مهمترین آن ها عبارتند از گردو، فندوق، کیوی، به (که در اصطلاح محلی به توج مشهور است)، سیب، انواع صیفی جات و سبزی جات، انگور، انار و....

دامداری: دامداری از مشاغل اصلی ساکنین آزارکی محسوب نمی شود ولی عمده اهالی در کنار کشاورزی معمولا دارای چند ر‌اس گاو و یا احیانا گوسفند می باشند. لیکن اخیرا گرایش زیادی جهت احداث گاوداریهایی مطابق با فناوری های روز در بین اهالی به وجود آمده و تعدادی گاوداری در مقیاس کوچک احداث گردیده است.

پرورش ماکیان: همه خانوارهای ساکن در آزارکی مالک تعدادی مرغ جهت تامین نیاز خانه بوده و به ندرت به فروش مرغ یا تخم مرغ در بازار اقدام می کنند.

زنبورداری: در گذشته یکی از مهم ترین فعالیت های مردم آزارکی پرورش زنبور بود. امروزه نیز پرورش زنبور بین اهالی رایج می باشد.

مشکل اصلی در این روستا کم بودن اراضی کشاورزی و نیز تقسیم شدن اراضی موجود به قطعات کوچک می باشد که این امر زمینه ساز بی کاری جوانان و نیز مهاجرت آن ها به شهر های مختلف شده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 19:48  توسط هادی قائمی  | 

جریان جوی آب (موسوم به للیکسون روخونه) از مجاورت آزارکی از جلوه های طبیعی و زیبای آزارکی بوده همچنین موجب تقسیم روستا به دو بخش شده است.

للیکسون روخونه....

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 18:48  توسط هادی قائمی  | 

در فرهنگ بومی و سنتی منطقه تقسیم بندی ماه های سال به شرح زیر بود:

  • اول ما: از ۲۵یا۲۶ بهمن تا ۲۵ یا۲۶ اسفند.
  • سیه ما: از ۲۶ اسفند تا ۲۶ فروردین.
  • دیه ما: از ۲۶ فروردین تا ۲۶ اردیبهشت.
  • ورف نما ما: از ۲۶ اردیبهشت تا ۲۶ خرداد.
  • اسپندار ما: از ۲۶ خرداد تا ۲۶ تیر.
  • نوروز ما: از ۲۶ تیر تا ۲۶ مرداد.
  • کورچ ما: از ۲۶ مرداد تا ۲۶ شهریور.
  • اره ما: از ۲۶ شهریور تا ۲۶ مهر.
  • تیر ما: از ۲۶ مهر تا ۲۶ آبان.
  • مردال ما: از ۲۶ آبان تا ۲۶ آذر.
  • شرر ما: از ۲۶ آذر تا ۲۶ دی.
  • امیر ما: از ۲۶ دی تا ۲۵ بهمن.

 پنجک گالشی: با توجه به این که هر ماه گالشی ۳۰ روز و یک سال آن ۳۶۰ روز است پنج روز باقی مانده سال را پنجک گالشی می گویند. زمان پنجک گالشی نیز در سیه ما می باشد.

نصف هر روز پنجک نصفی از وضع جوی یک ماه (پانزده روز اول ماه) و نصفی دیگر وضع جوی دیگر از ماه(پانزده روز دوم ماه) را بیان می کند.

روزهای پنجک گالشی: روز اول وضع جوی کورچ ماه/ روز دوم وضع جوی اره ماه/ روز سوم  وضع جوی تیر ماه/ روز چهارم وضع جوی مردال ماه/ روز پنجم وضع جوی شرر ماه را بیان می کند.

منبع: جغرافیای تاریخی اشکور/تألیف حسن یگانه چاکلی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 18:26  توسط هادی قائمی  | 

 ساحل زیبای رودسر

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 16:46  توسط هادی قائمی  | 

کجایی ای شهیدان خدایی

یکی از جلوه های بارز جغرافیای انسانی آزارکی مذهبی بودن اهالی می باشد. وجود انگیزه های مذهبی قوی در میان ساکنین موجب شده که مردم آزارکی در مبارزات انقلابی و نیز هشت سال دفاع مقدس حضوری بی بدیل داشته باشند و در این راه نسبتا شهدای زیادی تقدیم کشور نمایند به طوری که گلزار شهدای آزارکی هم اکنون با میزبانی1۵ شهید سرفرازبه خود می بالد. حضور این شهدا موجب تقویت روحیات مذهبی و معنوی ساکنین شده و تأثیر آن در رفتار و طرز زندگی افراد مشهود می باشد. ذکر این نکته ضروری است که حضور و فعالیت های روحانی آگاه حضرت حجت الاسلام  والمسلمین حاج آقا رحمت قائمی که خود پدر دو شهید می باشند موجب تشدید روحیات دینی و انقلابی اهالی شده است.

( از خداوند متعال دین داری توام با معرفت به دین را مسالت می نمایم!)

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:1  توسط هادی قائمی  | 

مسجد دو طفلان مسلم- زبران 

 مسجد طفلان حضرت مسلم که به همت آقای جعفر قائمی احداث شده است.

عمده فعالیت ساکنین آزارکی در گذشته و شغل معمول فعلی تعدادی از اهالی آن دامداری و به طور مشخص پرورش و نگهداری گاو می باشد. نژاد این دام ها عمدتا بومی بوده و جثه نسبتا کوچکی دارند لیکن با توجه به دسترسی به جنگل و میل به استفاده از آن برای دامداری نگهداری این گونه برای دامداران آزارکی مناسب تر می باشد. نظر به مقدمه اخیر از ضرورت های دامداری برخوردار بودن از یک منطقه آب و هوایی خنک (ییلاق) در تابستان می باشد که روستای زبران تأمین کننده این نیاز برای دامداران آزارکی می باشد. این روستا در ۶۱ کیلو متری بخش رحیم آباد و در جنوب غربی شهرستان رودسر و در جوار روستاهای لسبو/سرده سر و بلدشت  واقع است. دامداران آزارکی و طول لات و قلعه گردن در اواخر فصل بهار به این منطقه ییلاقی کوچ می کنند و تا اواسط شهریور در آنجا به سر برده و در کنار دامداری به صیفی کاری نیز می پردازند. وجود یخچال های طبیعی و مراتع سرسبز و پرگل در فصل بهار و خنکی هوا در تابستان زیبایی و طراوت خاصی به زبران بخشیده و افراد زیادی را به خود جذب می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 20:39  توسط هادی قائمی  | 

روستای آزارکی به عنوان یکی از روستاهای زیبای استان گیلان در بخش رحیم آباد شهرستان رودسر  و در دامنه زیبای سلسله جبال البرز واقع می باشد. روستاهای هم جوار آزارکی عبارتند از طول لات، طاهر سرا، لورودبن و امیر گوابر. قرار گرفتن در منطقه آب و هوایی معتدل خزری موجب ایجاد پوشش جنگلی زیبایی در این روستا شده است و وجود قله زیبای سماموس با ارتفاع تقریبی۳۴۰۰متر بر این زیبایی افزوده است. در این آبادی حدود یکصد و پنجاه خانوار ساکن بوده که عمدتا از راه کشاورزی و دامداری امرار معاش می نمایند. مهمترین محصول کشاورزی در روستای مذکور پرتقال و چای می باشد.همچنین گوجه سبز، به، انبه، انجیر، به وفور در منطقه یاد شده وجود دارد.  

 

برای دیدن تصاویر آزارکی روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 12:40  توسط هادی قائمی  |